اپیزود شماره بیست و سوم - رختکن بازندهها - بازنده: امیرحسین احمدی
اون روز مادر بزرگم یک جفت دستکش قرمز برایم بافته بود. من هم با کلی خیال بافته، آنها را دست کردم و به داخل رینگ رفتم. هوا گرم بود و مثل خمیری سنگین به هر طرف کش میآمدم. من، از این خواب تکراری متنفرم....
2025-06-03